مادر ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود .
نگاشته شده در ساعت ۱۱:۵۶:۱۳
...................................................................................
بدون شك، تفاوت بین موفقیت و شكست، اغلب در میان توانمندیهای ما برای خوب تصمیم گرفتن قرار دارد كه بیشتر اوقات چنین نیست، انســانهای عاقل و بالغ خوب تصمیم می گیرند، و مردم نابالغ این گونه نیستند. دختــر چهارساله ای دارم كه به آرامی یاد می گیرد تا تصمیماتش را خودش بگیرد. معیارهایی كه او همواره برای تصمیم گیری درنظر دارد كدامند؟ به طور طبیعی و ساده او از خودش دو سوال دارد: ۱) آیا این انتخاب برایم منفعتی دارد؟ ۲) آیا از تصمیم درست خود می توانم انتظار منافعی را داشته باشم؟ اگر این طرزتلقی درست به نظر می رسد، نباید شما را متعجب سازد. همه افراد معقول، از این طرز تلقی به خوبی استفاده می كنند. بنابراین، ما پس از این چگونه باید تصمیم بگیریم؟ برای تصمیم گیری چند قدم قابل توجه در این نوشته وجود دارد. من نیز چند ضرب المثل قدیمی را كه آموزنده به نظر می رسند و با آن مرتبط هستند اضافه كرده ام. ۱) تصمیم بگیریم چگونه تصمیم بگیریم: پیش از مطرح شدن هر موضوعی معیارهایی را كه می خواهید برای تصمیم گیری در موارد مختلف تصمیمات به كار گیرید انتخاب كنید. این وضعیت به شما كمك بیشتری می كند تا از برخورد سایر موارد با معیارهای شما جلوگیری شود. ۲) حقایق را به دست آورید: ما اغلب براساس شنیده ها، یا روی چیزهایی كه می دانیم حقیقت ندارند، تصمیم می گیریم. تنها اطلاعات موثر و سودمند هستند كه حقیقت شناخته شده هستند. برای دستیابی به این گونه اطلاعات كه برای تصمیم گیری نیاز دارید آماده پرداخت بهای آن باشید. ضرب المثل: سرچشمه اعمال هر انسان خردمندی، دانش او است. (نظیر آن در زبان فارسی: هركه در او جوهر دانایی است / بر همه كاریش توانایی است ) حقایق را به هر قیمتی به دست آورید. ۳) مشورت كنید: ما به طورطبیعی در اخذ مشورت مقاومت می كنیم. زیرا این عمل یعنی دریـــافت مشورت را با ضعف خودمان برابر می دانیم. از اتهام نادانی در مشورت نترسید. ضرب المثل: خودداری از مشورت طرحهای شما را با شكست مواجه می سازد. اما مشورت با تعداد زیادی مشاور موجب موفقیت شما است.(در زبان فارسی: مشورت ادراك و هوشیاری دهد / عقل ها را عقل ها یاری دهد )كسی كه خود را دانا می داند، احمق است. (در زبان فارسی: هركه ابله تر بود به خویشتن نیكوگمان تر باشد. ) ترس انسانها دام آنهاست.(در زبان فارسی ترس برادر مرگ است. ) ۴) وقت و برنامه خود را برای ناشناخته ها درنظر بگیر: وقتی كه در وضعیت احساسی خیلی شدید و یا بسیار اندك هستید، تصمیم گیری نكنید. همچنین اجازه ندهید تا دیگران، شما را در تصمیمات مهم تحت فشار قرار دهند. زیرا، در این صورت، شما پس از اقدام دچار احساس گناه می شوید - مخصوصاً زمانی كه تصمیم شما اشتباه باشد - و شما علیه آن شخص موضع خصمانه ای خواهید داشت. انسان خردمند به مشكلات پیش روی خود توجـــه دارد وخود را برای رویارویی آماده می سازد. (در زبان فارسی: مشكلی نیست كه آسان نشود / مرد باید كه هراسان نشود. ) ۵) هزینه ها را به حساب آورید: مشكل تصمیمات با بهای آن شروع می شود. كارها را درست انجام دهید و ارزش و احترام خود را در مقابل بهای آن كارها صرف نظر از فرصتهای از دست رفته، محبوبیت، و یا ضایع شدن حفظ كنید. شما بهای تصمیمات را اكنون و یا بعداً پرداخت خواهیدكرد، و این پرداخت حتمی است. بنابراین، قبل از اتخاذ تصمیم به هزینه آن توجه داشته باشید. شتاب زدگی در انجام امور، دام انسان است و پشیمانی به بار می آورد. (در زبان فارسی: چرا عاقل كند كاری كه باز آرد پشیمانی. ) ۶) مصمم باش: وقتی كه همه اطلاعات موردنیاز را برای یك تصمیم گیری دراختیار دارید و اگر شما رهبری را به عهده دارید، تأخیر بی مورد در تصمیم گیری جایز نیست، چون این تأخیر موجب می شود تا شما اعتماد به نفس، توانایی و شجاعت خود را برای اقدام در زمان مناسب از دست بدهید. اینهـــــا همه آن شش مرحله ساده تصمیم گیری است، بیایید تصمیم بگیریم كه این تجربه ها را امتحان كنیم.
نگاشته شده در ساعت ۱۱:۴۵:۱۶
...................................................................................
درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود . پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟ از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و... حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند.
نگاشته شده در ساعت ۱۱:۳۲:۲۷
...................................................................................
ابتكار سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم. همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است. بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم. سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت: بليط، لطفا!
نگاشته شده در ساعت ۱۱:۲۹:۲۰
...................................................................................